نمناک ترین زن این خانه،ظهرهای شنبه حول و حوش دو و بیست و پنج دقیقه می رسه خون.اگه ناهارشو دیشب نپخته باشه ،شروع می کنه به آشپزی.امروز ته چین پخته با زیره و با مرغای اضافی سوپ بار گذاشته با این محتویات:لوبیا سبز،هویج،جعفری تازه خرد شده،رب گوجه،آبغوره شیرازی،نمک فلفل زردچوبه و یه ادویه ای که نمی دونه چی هست.
نمناک ترین زن این خانه،امروز کلاساش عالی بود،پس عجالتا کمی نمناک نیست و همون قدری که هست برای خاطر دوری آقای خانه از این شهر است که تا سه شنبه شب ادامه خواهد داشت.
این خانم خواسته نمناک نباشه تا شاید به این دلیل آقا خوب باشه حالش.ایشالا.
پ ن اولیه:
به آقا صبح گفته تو کی هستی که با صدات و فقط صدات، اینهمه روحم زنده است،تنم جوندار..آقا جواب داده من یه شربت روح افزام.
خانم گفته:نه آقا تو به مثابه شیلانی برام و من لابد خود سکنجبین.
گفته بهله سکنجبینمی همیشه.
پ ن:
شربت های مذکور در کافه پیاده رو سرو می شوند."شیلان"باحال است و "سکنجبین"از همه بهتر."روح افزا"برخلاف نامش زیاد باحال نیست!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر