صبح شد.مث یه ماده شیر گرشنه بودم.گفت چه خطرناک شدی خانوم!گفتم خ خ خ خ و و وم (مثلا صدای ماده شیر گرشنه)تا حالا ماده شیر گرشنه خوردتت؟میخوای بغورمت؟میگه هاها منم یه شیر گرشنه ی نرم هم اکنون!
بعد؟بعد یه دختر بد شروع کرد به خراب کردن روزم به دنبال ماجرایی که 4 روز پیش اتفاق افتاده بود و من کشتمش و نذاشتم موفق بشه.بهله من شیر ماده قوی ای هستم.
بعد صبحانه خوردیم با سران مغان و آنها به این نتیجه رسیدند که من بی گناهم و نقطه چین گناهکار!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر