امشب شیشه های پنجره هاش مات بود.یعنی یکی دو روزی هست که اینطورین.نمی دونیم چرا.نمی دونم اونام پی ام اس دارن؟اگه داشته باشن خیالم راحته.بهم میگه کیهان کلهرو دوس دارم.تورو هم دوس دارم.اما نمی دونم چمه.نپرس چرا.می گم باشه،حواسم هست...
بهونه نمی گیره.سرگردونه.صداشو می شنوم لای نفساش که عزیز دلم بی تو نمی شه حتی سرگردون بود.منم پاش هستم.سرگشته ام و لذت می برم جان خدا...دوازده و نیم اس ام اس می ده که شب بخیر نفس.
تمام می شم.تمام و کمال من امشب فدای نفسهای بی حوصله ی سرگردونت آقا.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر