...
وقتی خودت نيستی
سفر
اسراف نسيم است وُ
حرام کردن چشمانداز.
دلم نمیخواهد
یا اين صدايی که يک روز در ميان
مارپيچ میشود
به هيچ سؤالی پاسخ بدهم.
اگر باران
مقوايیام نمیکرد
ترجيح میدادم به خيابان بروم
دست در جيب و سر به هوا
فیالبداهه سوت بزنم
و هر جا نيمکتی گيرم آمد
به ياد همهی آنها که ترک کردهاند
سيگاری بگيرانم.
دوربين قديمی و اشعار ديگر --- عباس صفاری
وقتی خودت نيستی
سفر
اسراف نسيم است وُ
حرام کردن چشمانداز.
دلم نمیخواهد
یا اين صدايی که يک روز در ميان
مارپيچ میشود
به هيچ سؤالی پاسخ بدهم.
اگر باران
مقوايیام نمیکرد
ترجيح میدادم به خيابان بروم
دست در جيب و سر به هوا
فیالبداهه سوت بزنم
و هر جا نيمکتی گيرم آمد
به ياد همهی آنها که ترک کردهاند
سيگاری بگيرانم.
دوربين قديمی و اشعار ديگر --- عباس صفاری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر