صبحه.یه صبح بارونی.خواب مونده.می خواست بره کتابخونه ملی.باید مقاله شو برسونه تا پانزدهم.نیمرو خورد با چای شیرین.نیمرو یعنی نیم رو؟!میره آماده شه بره دانشگاه.امرو مدادش میره.نوستولش گرفته.باید بره.قراره تو این چن روز نوستول نامه شو به طرقی بهش برسونه(امیدواریم).اوه اوه دیشب یه ته چین پخته اوه اوه به معنی واقعی!جای مدادش خالی بود.
مث همیشه.هه!
پ .ن:الان،همین الان:تصور درهم تنیدگی یه لبها،خاطره،تلخ،شیرین.اوهوم.
مث همیشه.هه!
پ .ن:الان،همین الان:تصور درهم تنیدگی یه لبها،خاطره،تلخ،شیرین.اوهوم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر