۱۳۸۸ آبان ۱, جمعه

فایده نمی کند
چشم هام را از حدقه در بیارم هم
داغ می شود گونه هایم دوباره
دستم به دلش نمی رسد که
درد هست
مدام شده انگار
بهانه هم هست
و ترس.
چشمانم میخکوب شده
تاب نمی آورم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر