۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

مدادو چند روز پيش خريدم!اسمش مداد نيست.اسم مهربون تري داره درس مث خودش.اسمش مهرداده!اما چون اسمش شبيه مداده من مداد صداش مي كنم!از يه جاي اصيل مياد.از يه سرزمين باهويت!به طرز حيرت انگيزي انگار سالهاست همو مي شناسيم.هيچ گونه احساس حاكي از فاصله اي بينمون نبود.بگذريم..مداد ديگه با من زندگي مي كنه و قراره تا هميشه زنده بمونه و من خوشحالم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر